![]() |
![]() |
|
| دلتنگیهای یک بنده حقیر سراپا تقصیر |
|
دعاي باران
خشكسالي امان مردم را بريده بود، چنانكه ديگر هيچ كاري را نمي توانستند انجام دهند.
بزرگان شهر در جمعي كه داشتند به اين نتيجه رسيدند كه مردم شهر را جمع كنند و همگي دعاي باران بخوانند، واز خدا بخواهند كه با بارش باران آنها را از خشكسالي نجات دهد.
همه مردم در ميدان شهر جمع شدند و منتظر روحاني شهر بودند تا بيايد و دعاي باران را شروع كنند، بالاخره روحاني آمد و رو به مردم كرد و گفت : تا به امروز نمي دانستم چرا ما از گرفتاري و خشكسالي نجات نمي يابيم ولي امروز با ديدن شما متوجه شدم ، چرا كه همه ما اينجا جمع شده ايم تا از كائنات بخواهيم بر ما باران نازل كند، ولي در جمع شما فقط همين دختر بچه اي كه اين جلو نشسته با چتر آمده واين يعني فقط يكي از ما به دعايي كه مي كنيم ايمان داريم .
پس بيايد به هر آنچه كه مي خواهيم و انجام مي دهيم ايمان داشته باشيم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 1:2 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
حیفم آمد این عکس خیلی هم بدون شرح باشه این آقا که رخت میشوره رییس شورای شهر همدان بود داداششم که رفت مجلس موفقیت تو انتخاباتش همچی بی ربط با اسم و رسم این داداشه نبود هرجا هرکی کارش گیر باشه با یه دستخط حلش میکنه اونروز که رخت میشست{بهار۱۳۶۶} هرچی تعارف کردم نذاشت من بشورم ........ تازه جای تشکر بعضی ها پیامک میدهند مگه پول تلفن چقدر میشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 15:4 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
ماساختمانهای بلندترداریم اماطبع کوتاه تر،بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر...
دوست نمی داریم وافسوس خیلی زیاد دروغ می گوییم... |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 23:40 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
آقا این تلوزیونهای لوس آنجلسی هم مسلمانند اونم از نوع نماز جمعه ایش همین دیشب اون آقای نوری زاده تاکید میکرد که آقایان موسوی و کروبی باید در صف اول نماز دست در دست هم الله اکبر بگویندالبته همون یه نماز جمعه ای که اقای هاشمی خواند
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم مرداد 1388ساعت 0:46 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
شیطان می خواست که خود را با عصر جدید تطبیق دهد،تصمیم گرفت وسوسه های قدیمی و در انبار مانده اش را به حراج بگذارد. در روزنامه آگهی دادو تمام روز ، مشتری ها را در دفتر کارش پذیرفت حراج جالبی بود.سنگهایی برای لغزش در تقوا، آینه هایی که آدم را مهم جلوه می داد ، عینک هایی که دیگران را بی اهمیت نشان می داد .روی دیوار اشیایی آویخته بود که توجه همه راجلب میکرد، خنجرهایی با تیغه های خمیده که آدم می توانست آنها را در پشت دیگری فرو کند و ضبط صوت هایی که فقط غیبت و دروغ را ضبط می کرد. شیطان رو به خریدارها فریاد می زند: نگران قیمت نباشید ! الان بردارید و هر وقت داشتید پولش را بدهید. یکی از مشتری ها در گوشه ای دو شی ء بسیار فرسوده دید که هیچکس به آنها توجه نمی کرد اما خیلی گران بودند. تعجب کرد و خواست دلیل آن اختلاف فاحش را بفهمد! شیطان خندید و پاسخ داد: فرسودگی شان به خاطر این است که خیلی ازآنها استفاده کرده ام اگر زیاد جلب توجه می کردند مردم می فهمیدند چه طور درمقابل آ نها مراقب باشند. بااین حال قیمت شان کاملا مناسب است ، یکی از آنها شک است و دیگری عقده حقارت . تمام وسوسه های دیگر فقط حرف می زنند ، این دو وسوسه عمل می کنند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم دی 1387ساعت 20:29 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
شنيدستم كه هركوكب جهاني است جداگانه زمين و آسماني است
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 20:47 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
در آن شهري كه مردانش عصا از كور ميدزدند من از خوش باوري آنجا محبت آرزو كردم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 15:48 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
داد درویشی از سر تمهید گفت در دوزخ ای نکو کردار بگرفت و ببرد و باز آورد گفت که در دوزخ هر چه گردیدم درجات جحیم را دیدمآتش و هیزم و ذغال نبود! هیچ کس آتشی نمی افروخت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:21 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
حکیم بزرگمهر به پادشاه انوشیروان: دو چیز را هرگز فراموش نکن خدا را و مرگ را دو چیز را همیشه فراموش کن به کسی که خوبی کردی و کسی که به تو بدی کرد و اینک چهار نکته دیگر به مجلسی وارد شدی زبان نگه دار بر سر سفره ای رفتی شکم نگهدار به خانه ای وارد شدی چشم نگهدار و هنگامی که به نماز ایستادی دل نگهدار. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 23:9 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
هیچگاه به مردم اجازه نده آرام بگیرند.هیچوقت به اشتباه یا شکست اعتراف نکن .هیچگاه نگو که ممکن است دشمن صفات خوبی داشته باشد.هیچگاه نگذار مردم فکر کنند جز تو چاره دیگری داشته اند .نپذیر که تو را مقصر بدانند.فقط بروی یک دشمن متمرکز شو و او را مسئول همه چیزهای بد بدان. مردم یک دروغ بزرگ را از دروغ کوچک زودتر باور میکنند و اگر تو آنرا به حد کافی تکرار کنی دیر یا زود به آن معتقد می شوند.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 14:28 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
و جهل بدتر از همه! جهل. مردم ساده. مردم متعصب. مردم بی شعور. مردمی که نمیتوانند تجزیه و تحلیل کنند. نمیتوانند تحقیق کنند. نمیتوانند بررسی کنند. و شایعه را فقط قضاوت خودشان و دین خودشان و ایمان خودشان و نظر خودشان قرار میدهند. و همه اعتقاداتشان را از فضا میگیرند. فضایی که دشمن درش اندیشه ها و شایعه ها و تهمتها و اظهار نظرها و قضاوت ها را پراکنده میکند. و جاهل! قدرت تصمیم ندارد. قدرت تمییز ندارد. جبهه دوست و دشمن را نمیتواند تمییز بدهد. جهت را گم کرده و به صورت گوسفندانی در زیر دست گرگی که در لباس چوپان درآمده، رام او هستند و حتی علیه چوپانی که برای نجات آنها تمام عمرش را با گرگ رویاروی درگیر بوده، بسیج میشوند. خوارج! در سه جبهه میجنگد. صفین، نهروان و جمل. در این سه جبهه این سه نیرو هستند. خیانت دوست خیانت کار، دشمن رویاروی ستمگر و جنایتکار و همچنین عوام متعصبی که آگاهی و شنود ندارند و بازیچه دشمنند برای نابود کردن دوست. و میبینیم در نهایت علی به شمشیر گروه سوم بالاخره کشته میشود.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 23:56 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
بعد از ۱۴ روز تعطیلی فردا میریم سر ار خدا بفریادمان برسد
تا حالا اسم شنبه نره شنیده اید ـ فردا بد ترین روز ساله |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 18:37 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
شايد آن روز که سهراب نوشت : (( تا شقايق هست زندگي بايد کرد )) خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت: هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچک و ياس زندگي اجبارست............ |
|
+ نوشته شده در
جمعه دوم آذر 1386ساعت 21:38 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
حرف زدن یک نیاز است
وگوش کردن هنر است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 21:5 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
پیامبر اکرم(ص) فرمودند : محبوبتر از همه چیز نزد خداوند جوانی است که از گناه توبه می کند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 13:35 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 0:41 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
یادم نیست کی یاد گرفتم کدام دستموچپ میگن کدام دستو راست همیشه اینارو بلدبودم تا اینکه در 32سالگی رفتم دانشگاه هم فال بود هم تماشا تو دانشگاه هم فهم وشعورآدم بالا میره هم کلاس.برای اینکه کلاسم بالا تر بره گفتم یه کم سیاسی بازی هم بکنیم بد نیست .تازه فهمیدم هوش و ذهن صفر است البته صفر صفر هم که نه یه چیزی در حد کانا آقا هر کاری کردم این چپ و راستو نشناختم .اسماشونو بلد بودم همگی آدمای خوبی بودن فقط من گیج بودم. نمیفهمیدم یه روز یه هاشم پیدا میشد گل میکرد رای اول میاورد .فردا بد میشد خاین به مردم و انقلاب میشد.اما من معتقدم کسی که خوب باشد خداوند مهر او را در دلها می اندازد.یه روز تو سازمان بازرگانی همدان به یکی از این شخصیتهای خوب برخوردم .یه آقاهاشم که اگر یه چ وسط اسمش بذاری باز هم نسبتی با شهردار معذول تهران پیدا نمیکند.ظاهرش و کاپشنش احمدی نژادیه .اهل جبه وجنگ هم بوده.روزانه بیشتر از هشت ساعت کار مفید انجام میده؟<گردن من که میگم> ارباب رجوع را سرگردان نمیکند حرف آخر را اول میزند. جواب ارباب رجوع را مثل شیر و شربت در حلقش میریزد.راستی تو چله تابستان هم کت نمی پوشد. احتمالا از نور هم زنده است چون وقتی همه همکارا لیوان و نان و قوری ونان پنیرو املت بدست کاسه همسایه بازی میکنند.این بنده خدا را بازی نمیدهند.اگر یه کم بقیه همکاراش باهاش هارمونی داشتند .......خدا پدر الهی قمشه ای را بیامرزد که کلمه هارمونی را یاد ما داد .....راستی اطاق محل کارش هم نه ام دی اف داره نه سنگ و سرامیک البته چون قبلا آشپزخانه بوده نیمی از کف اطاق بهداشتی تر است .خلاصه اینکه چون ..........به نظر شما یه همچین آدمی چپ میزند یا راست ؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:53 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
سلام صندوق پستیمو فعال کردم akhavan_ir@yahoo.com
شکرخدا سر زدن به ما نیاز به فیلترشکن آآقوی نداره |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 13:21 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
دوبال کوچک نارنجی نوشته ی عرفان نظرآهاری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:27 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
، عشق آن است كه يكي براي ديگري چتري شودو اوهيچوقت نداند كه چرا خيس نشده
عشق يعني کوچک کردن دنيا به اندازه يک نفر و بزرگ کردن يک نفر به اندازه دنيا |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 23:31 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 22:45 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
اینهمه وبلاگ سیاه کردیم هیچکدام درد دل نبود اینی که میگم از اعماق دل و جیگرم.... امروز دوستم چشمهاشو بست وعقده های چند سالشو ......وهرچی لایقم بود نثارم کرد
بابا تو که ظرفیت نداری تو که به ترک دیوار شک میکنی هر وقت دو نفر حرف میزنند قرمز میشی چرا با همه شوخی میکنی خداییش تحمل یکی از این شوخیهارو داری نه والله نداری .وقتی با یکی شوخی میکنی همه اش اضطراب دارم نکنه جوابتو بده و........ فقط میتونم بگم راست میگه......ببخشید |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 22:49 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
چگونه دیوانه شدم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 21:21 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 20:58 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
هر وقت خواستی دوستی رو برای خودت نگه داری ، وقتی بهش محبت کن که انتظاره محبت رو نداشته باشه ! آدما وقتهایی که به محبت احتیاج دارن ، جوری رفتار می کنن که نشون بدن هیچ احتیاجی به محبت ندارن ! هیچ وقت از بی موقع محبت کردن نترس ، اینجور کارها رو باید عآدت کنی بی موقع انجام بدی. تا چهل سالگي كه مغزم خوب كار ميكرد به رياضيات و پژوهش پرداختم. از چهل تا شصت سالگي كه ذهنم ضعيف شدهبود به فلسفه روي آوردم و در اواخر كه بهكلي كلهام كار نميكرد به سياست! (برتراند راسل) به مشكلاتت بخند تا هميشه از خنده رودهبر شوي! يك گله گرگ با رهبري يك گوسفند از يك گله گوسفند با رهبري يك گرگ شكست خورد. روزي يك فيلسوف يوناني در ميدان شهر فرياد ميزند كه من دروغگو هستم! مردم كلي به او ميخندند. اما اگر دقت كنيد ميبينيد كه اين حرف او هم يكي از دروغهايش است! اگر كسي به تمام آرزوهايش برسد خودكشي ميكند. (فكر ميكنيد دليلي براي زندهماندن داشته باشد؟) پس خوشحال باشيم كه آرزوهاي برآورده نشده داريم و به اميد رسيدن به آنها زندگي ميكنيم. بعضيها براي دوستانشان مثل چتري در روز باراني هستند. منتهي چتري كه گير كرده و هيچوقت باز نميشود. من دریافته ام که دوست داشته شدن هیچ و اما دوست داشتن همه چیز است و بیش از آن بر این باورم که آنچه هستی ما را پرمعنی و شادمانه می سازد ، چیزی جز احساسات و عاطفه ما نیست...پس آن کس نیکبخت است که بتواند عشق بورزد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 11:33 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
.روزي پسر كوچكي در خيابان سكه اي يك سنتي پيدا كرد.او از پيدا كردن سكه آن هم بدون زحمت خيلي ذوق زده شد .اين تجربه باعث شدكه او بقيه روزهاي عمرش هم با چشمهاي بازسرش را به سمت پايين بگيرد و به دنبال سكه بگردد.او در مدت زندگيش 296سكه1سنتي /48سكه 5سنتي/19سكه10سنتي/16سكه 25سنتي/2نيم دلاري و يك اسكناس مچاله شده پيدا كرد.يعني جمعا13دلارو 26سنت.اما در برابر بدست آوردن اين ثروت او زيبايي دل انگيز 31396طلوع خورشيد /درخشش 157رنگين كمان و منظره درختان افرا را از دست داد.
او هيچگاه ابرهاي سفيدي را كه بر فراز آسمانها در حركت بودند نديد.و پرندگان در حال پرواز /درخشش خورشيد و لبخند هزاران رهگذر هرگز جزيي از خاطرات او نشد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 23:32 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
دانی که چرا خدا ترا داده دو دست من معتقدم که اندر ان سری هست
با یکدست به کارخویشتن پردازی با دست دگر ز زیردستان گیری دست |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 19:35 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
خدا پدرش را بیامرزد ۱۵سالی میشد صبح خواب الود میرفتم سرکار
امسال که ساعتها رو جلو نکشیدیم تازه فهمیدم سرحال بیدار شدن و سرکار رفتن یعنی چی...... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 0:23 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
سلام با شروع بهار کارو بار بستنی داغ میشه و من کمتر خدمت میرسم خلاصه اینکه شرمنده
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم اردیبهشت 1385ساعت 0:14 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
سلام سال نو مبارک
تعطیلات امسال یک چهارم ایران رو گشتیم از همدان به اصفهان شیراز بوشهر گناوه دیلم خرمشهر ابادان و اهواز از هر کدام خاطرهای دارم که جدا گانه مینویسم همینقدر بگم که بدترین راننده گان را در شیراز دیدم در دیلم مهربانترین مردمانرا و اعراب اهوازی مهمان نواز ترین مردمی که من دیدم میزبان ما در اهواز ابوایوب ال قزی بود اداب مهمانداری را به ما اموخت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 23:43 توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این عکسو بهمن ماه 1348 وقتی سه ساله بودم گرفتم
|
| پیوندهای روزانه |
|
زیروبم ماهواره آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
11111 |
| پیوندها |
|
شعر و شعور فيزيك فرزند کو یر |
|
RSS
|