تبليغاتX
گنجنامه "بیا عاشقی را رعایت کنیم" - دلنوشته
دلتنگیهای یک بنده حقیر سراپا تقصیر

یادم نیست کی یاد گرفتم کدام دستموچپ میگن کدام دستو راست همیشه اینارو بلدبودم تا اینکه در 32سالگی رفتم دانشگاه هم فال بود هم تماشا تو دانشگاه هم فهم وشعورآدم بالا میره هم کلاس.برای اینکه کلاسم بالا تر بره گفتم یه کم سیاسی بازی هم بکنیم بد نیست .تازه فهمیدم هوش و ذهن صفر است البته صفر صفر هم که نه یه چیزی در حد کانا آقا هر کاری کردم این چپ و راستو نشناختم .اسماشونو بلد بودم همگی آدمای خوبی بودن فقط من گیج بودم. نمیفهمیدم یه روز یه هاشم پیدا میشد گل میکرد رای اول میاورد .فردا بد میشد خاین به مردم و انقلاب میشد.اما من معتقدم کسی که خوب باشد خداوند مهر او را در دلها می اندازد.یه روز تو سازمان بازرگانی همدان به یکی از این شخصیتهای خوب برخوردم .یه آقاهاشم که اگر یه چ وسط اسمش بذاری باز هم نسبتی با شهردار معذول تهران پیدا نمیکند.ظاهرش و کاپشنش احمدی نژادیه .اهل جبه وجنگ هم بوده.روزانه بیشتر از هشت ساعت کار مفید انجام میده؟<گردن من که میگم> ارباب رجوع را سرگردان نمیکند حرف آخر را اول میزند. جواب ارباب رجوع را مثل شیر و شربت در حلقش میریزد.راستی تو چله تابستان هم کت نمی پوشد. احتمالا از نور هم زنده است چون وقتی همه همکارا لیوان و نان و قوری ونان پنیرو املت بدست کاسه همسایه بازی میکنند.این بنده خدا را بازی نمیدهند.اگر یه کم بقیه همکاراش باهاش هارمونی داشتند .......خدا پدر الهی قمشه ای را بیامرزد که کلمه هارمونی را یاد ما داد .....راستی اطاق محل کارش هم نه ام دی اف داره نه سنگ و سرامیک البته چون قبلا آشپزخانه بوده نیمی از کف اطاق بهداشتی تر است .خلاصه اینکه چون ..........به نظر شما یه همچین آدمی چپ میزند یا راست ؟؟؟ ادامه دارد

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 19:53  توسط بدست مبارک محمد اخوان عطار |